الشيخ أبو الفتوح الرازي
235
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و از صادق - عليه السلام - روايت كردند كه او را پرسيدند از اين مسأله ، گفت : اوّل تقرير توحيد است ، و دوم توقيف ( 1 ) و تعليم است . اوّل گفت : من يكىام ، دوم گفت : بگو كه من يكىام ، چنان كه خود را وصف كردم ( 2 ) ، و عزيز و حكيمم ، غالب و محكم كار . * ( إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّه الإِسْلامُ ) * ، دين بنزديك خداى اسلام است . كسائى خواند : « انّ الدّين » به فتح همزه [ انّ ] ( 3 ) ردّا على الاوّل في قوله : * ( شَهِدَ اللَّه ) * . و باقى قرّاء خواندند : « انّ » به كسر ( 4 ) بر ابتدا . و ( 5 ) اسلام تن به دادن و انقياد كردن و در سلم آمدن باشد ، چنان كه اشتى و اصاف و اربع و اخصب و اجدب ، اذا دخل فى [ 408 - ر ] الشّتاء و الصّيف و الرّبيع و الخصب و الجدب . قتاده گفت في قوله : * ( إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّه الإِسْلامُ ) * ، گفت ( 6 ) : شهادة ان لا إله الَّا اللَّه ، و ايمان آوردن به آنچه رسول آورد از نزديك خدا ، و اين دين خداست كه شرع لنفسه براى خود نهاد پيغامبران را بر آن فرستاد و اولياى خود را به آن فرمود و جز از آن نپذيرد از بندگان خود ، و جزا ندهد بندگان را مگر بر آن . * ( وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ ) * ، بعضى مفسران گفتند : كتاب توريت است و اين قول ربيع است . و محمّد بن جعفر گفت : مراد انجيل است ، و جبّائى گفت : مراد ( 7 ) جنس است ، يعنى آنان كه ايشان را كتابهاى مقدّم دادند از توريت و انجيل . ربيع گفت : چون موسى را وفات نزديك آمد ، هفتاد حبر را بخواند از احبار بنى اسرايل و توريت به ايشان سپرد ، و يوشع بن نون را بر ايشان خليفه كرد . چون از ايشان قرنى دو سه بگذشت ( 8 ) ، ايشان با يكديگر خلاف كردند و خونها ريختند ، و اين پس از
--> ( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : توفيق . ( 2 ) . كذا در اساس و همه نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 2 / 479 ) العزيز الحكيم . ( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 5 - 4 ) . همه نسخه بدلها : ندارد . ( 6 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : كى ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 7 ) . همه نسخه بدلها : ندارد . ( 8 ) . كذا در اساس ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر ، مج ، وز : بگذشتند .